سخنرانی استاد محقق
افتخار دارم كه امروز در جمع صميمانه اتحاديه دانشجويان سناني غزنوي و در برابر چهره هاي مصمم و بيدار شما كه پيداست كه به آينده هاي تابناكي اميد بسته اند قراردارم . گرچه وقت براي من كاملاً ضيقي مي كند؛ براي اين كه ما عادت نكرده ايم كه دراين محدوده هاي بسيار خورد مانور بدهيم ؛ ميدان مانورهاي ما هميشه وسيع بوده است . ازمقدمه هاي طولاني مي گذريم وسعي مي كنم كوتاهتر صحبت كنم .
بحث پيرامون حاكميت ملي وتعامل بين المللي است . كه حاكميت ملي يعني چه و آياحاكميت هاي ملي امروز درظرف پيشرفت هاي عظيم مخابراتي وتكنالوژيكي معنا مي دهد يا نه؛ مرزهاي حاكميت ملي شكسته وحالا به طرف جهاني شدن پيش مي رويم وبسياري از كشورها مفهوم حاكميت هاي ملي خود را از دست داده اند .
من معناي دقيق وتحت اللفظي اين اصطلاح را مطالعه نكرده ام ولي ازخلال اين كلمه چنین فهميده مي شود كه حاكميت ملي يعني حق حاكميت يك مردم بر سرزمين شان ، برمنابع اقتصادي ، منافع مادي ومعنوي شان و براختياراتی كه عرفاً ً برای يك كشور درقاموس مناسابات بين المللي قايل هستند. ا گر همين معاني را مامعناي حاكميت ملي بگيريم معنايش اين است كه يك كشور ازخود ابتدا مرزها وجفرافياي معين دارد و به حساب پيشرفتی كه علم امروز کرده است مشخص مي شود كه يك كشور چند كيلومتر مربع است و عرض وطولش چه قدر است . و بازيك كشور داراي منافع معين است ؛چه درعرصه مادي و چه درعرصه معنوي . درعرصه مادي مثلاً حاكميت ملي را شامل مي شود و جق حاكميت دولت را كه نمايند گي از ملت مي كند؛ برتمام منابع طبيعي وبرتمام امور امنيتي دركشور .
البته حساب نظام ها تفاوت مي كند ؛ بعضي نظام ها بسته اند که حق حاكميت دولت يه گونه اي خاص برمنابع طبيعي شان اعمال مي شود . بعضي كه باز هستند ومبتني براقتصاد بازار ؛ به نحوی ديگر ؛ اما به هرحال اين قلمرو را شامل مي شود . يك كشور دراموری كه درقبال ديگر كشورها دارد هم حق این كه درباره روابط بين المللي تصميم بگیرد را دارد و ازطريق همان دولت كه نماينده مردم است اعمال مي شود .
پس حاكميت ملي مبتني است بريك رشته مسايل ديگر كه قبلاً باید دركشور داشته باشيم . اول - مثلاً درافغانستان امروز كه می خواهیم حاكميت ملي داشته باشيم - باید جغرافياي معيني را براي خود درنظر بگیريم كه مرز شرقي ، غربي ، شمالی و جنوبی ما تا كجا است . ازنگاه مولفه هاي يك ملت هم بايد بدانيم كه مولفه هاي اين ملت برزگ چیست كه ازمجموع آن ها ملت افغانستان را مي توانيم تشكيل دهيم .
درقانون اساسي افغانستان آمده كه حق حاكميت ملي به تمام اتباع اين كشور تعلق دارد . اتباع اين كشور متشكل ازچهارده قوم است . اينها مولفه هاي ملتي هستند كه به نام" افغان "ياد مي شود . ازنگاه ديني وفرهنگي هم مولفه هاي ملت ما ؛ مذاهب سه گانه اسلامي ؛ شيعه وسني و اسماعيلي است .پس وقتي از يك ملت با خصوصيات اتنيكي ، فرهنگي مذهبي وديني شان سخن می گوییم ؛مادامي كه ما اين ها را نداشته باشيم حق حاكميت ملی ، مفهوم پيدا نمي كند . يكي از دلايلی كه امنيت ملي هم در پيوند با حاكميت ملي مطرح می شود این است که ارتباط تنگاتنگ با مسايلی دارد كه من عرض كردم .
متاسفانه هنوز مرزهاي جغرافيايی ما به طوري واضح ترسيم نشده كه ببينيم حق حاكميت ملي ما تا کجا است . افغانستان و پاكستان مثل دو برادري اند كه ازيك پدر ومادر به دنيا آمده اما باهم پيوسته باشند . نقطه پيوستگي شان همين جنوب افغانستان وشمال پاكستان است . اين ها با پشت بهم چسپيده هستند . افغان ها ادعا دارند كه پشتونستان خاك سرزمين افغانستان است وبايد بر گردد ( ولو بعد از صدها سال) .پاكستاني ها اگر دست شان در روابط بين المللي ، اقتصادي و نظامي دنيا بیشتر بازشود بالعكس ادعا مي كنند واين طرف را تحت عنوان عمق استراتژيك در برابر دشمنان خود مي خواهند . پس عدم شفافيت در مرزهاي جنوبي ما و در مرزهاي شمال پاكستان هم امنيت وحاكميت پاكستان را به خطر انداخته هم حاكميت وامنيت افغانستان .
بنابراين لازمه حاكميت ملي وامنيت ملي اين است كه مرزهاي شفافي داشته باشيم . موضوع ديگر، شفاف بودن كساني است كه دراين سرزمين حق حاكميت برسرنوشت خود را دارند وجزء حق داران حاكميت ملي هستند . متاسفانه درطول تاريخ وهنوز هم كه هنوز است يك مناسبات غبار آلود وناسالمي درميان مولفه هاي وحدت ملي درافغانستان برقرار است . گرچه درقانون اساسي آمده است تمامي كساني كه دراين سرزمين زندگي مي كنند حق مساوي وبرابر دارند وتبعيضی در بين اقوام باهم برادر وجود ندارد . اما از نگاه عملي هنوز هم اين مسئله بحران زا است وتعريف واضح وجامعي ازكساني كه دراين سرزمين حق حاکمیت بر سرنوشت خود دارند دراذهان عامه نيست.
يك نمونه أش حق داشتن تكلم وتعليم وتعلم به زبان مادري هرقوم است . اين درقانون اساسي آمده ؛ اما درگذشته نه چندان دور شنيديد كه در پارلمان کشور ،كسي ادعا كرد كساني ازاين سرزمين هستند که از قوم معينی اند ؛ ديگران همه مهاجر اند ! بعد؛ نيمی از پارلمان به اعتصاب رفت ولي حاكميت منتخب ، خم به ابرو نياورد كه حرف گفته شده درست است يا نا درست !
مسئله ديگر ، زبان است بحث زبان به عنوان يكی از خطرناكترين مسایل كه امنيت و وحدت ملي مارا تهديد مي كند مطرح است . اگر كسي الفبايی ازعدالت اجتماعي را بفهمد يا درقانون اساسي كو چكترين توجهی كرده باشد مي داند هركسي كه دراين سرزمين زندگي مي كند حق دارد به زبان مادري خود تكلم كند وهم چنين از دو زبان رسمي كشور كه دراين سرزمين سراسري (ملی)است استفاده كند . پشتو ؛ زبان هموطن ما است وما نسبت به آن احترام داریم. بخش كلانی ازاين ملت به زبان پشتو تكلم مي كنند . اما بخش كلان ديگري ازمردم کشور به زبان دری تكلم مي كنند كه نه تنها زبان بخش كلان ازمردم ما ؛ بل كه زبان شرق است . در بخش ازكلانی از تمدنهاي عظيم كه درمنطقه بوده اند زبان رسمي بوده و در زمان احمدشاه بابا و بعد از او زبان اداري و رسمي كشور بوده وامروز هم يكي از زبانهاي رسمي كشورما است .
اگرچنين چیزی مورد چالش قرارمي گيرد به اين معناست كه هنوز آن حاكميت ملي را كه حق تمام اقوام این سرزمین است نشناخته ايم . وقتي حاكميت ملي مي گویيم يعني حق حاكميت يك مردم برتمام آن چه در زندگي شان مربوط است . بنابراين لازمه حاكميت ملي تعريف شدن مولفه هاي يك ملت است وتعريف شدن يك جغرافياي معين براي يك كشور است كه تاهنوز متاسفانه به آن به درستی موفق نشده ایم .
يكي ازموضوعاتی كه ما مدام به ملل متحد و يوناما گفته ايم موضوع تذكره است . كه 16 مليون دالر برايش مصرف مي شود . تذكره را مطابق خواست تمام مردم ونظر نمايند گان مردم افغانستان تعيين نمي كنند . درحاكميت هاي گذشته ؛ در تذكره ، ولايت ، دين و تابعيت مي آمد . وقتي مي گويیم مشاركت عادلانه ملت درساختار نظام ؛ بايد بفهميم كه پشتون ، تاجيك ، هزاره ، ازبك ودیگر اقوام هرکدام چند فیصد جمعیت است .اما حالا همه را "افغان" نوشته اند . درست است که تابعيت همه ما افغان است اما ؛ در همان قانون اساسي كه ما افغان گفته شده ايم چهارده قوم درحق تعیین سرنوشت شريك شده و در سرود ملي نامبرد شده اند . چه طور است که درقانون اساسي وسرود ملي بردن نام اقوام گناه نيست اما در تذكره گناه است ؟!
اما تعامل بين المللي درقبال حاكميت ملي ، بحث ديگري است كه آيا باحاكميت ما همخواني دارد يا ندارد . تعامل جامعه جهاني با افغانستان بايد به چه صورت باشد تاحاكميت ملي نقض نشود. اين روز ها سروصداي رئیس جمهور هم در این زمینه بلند است وفریاد پارلمان هم . هركسي اين جا سازخود را مي نوازد ! اين ها ازسردر گمي هايی است كه درافغانستان فعلي وجود دارد ؛ خداكند كه از اين سردر گمي ها برآييم .تازماني كه اين سردر گمي ها روشن نشود فكرنمي كنم حاكميت ملي و امنيت ملي را تعریف و تأمين بتوانيم . تشكر از توجه تان !