این وبلاک به مسائل سیاسی اجتماعی فرهنگی واعتقادی می پردازد |
محمد محسن سعیدی
مقدمه؛
موضوع کارآفرینی در عرصۀ مدیریت امروز از اهمیت بی اندازهای برخوردار است ؛ اندیشمندان بسیاری دربارۀ آن سخن گفتهاند، تحقیقات ویژه و گستردهای در مورد آن انجام شده است و سایتهای زیادی به زبانهای مختلف در زمینۀ آن فعالیت میکنند. نگاه اجمالی به تاریخچۀ کارآفرینی نشان میدهد که هر قدر به زمان حال نزدیک تر شویم توجه بیشتر اندیشمندان را به این مقوله شاهد خواهیم بود.
گستردگی این موضوع به حدی است که پرداختن به همۀ ابعاد و جوانب آن در یک کتاب هم غیر ممکن به نظر میرسد. از این رو در نوشتۀ حاضر فقط به ارائۀ سیمایی از کارآفرینی با رویکرد صفات ممیزه (ویژگیهای کارآفرینان) پرداخته میشود امّا برای کاملتر شدن مقاله چارهای از طرح برخی مطالب مقدماتی نیست. بنابراین، نوشته شامل سه بخش «کلیات و مفاهیم» ، «ویژگیهای افراد کارآفرین» و «تکمله و نتیجهگیری» خواهد بود.
بخش نخست ؛ کلیات و مفاهیم
پرسش اصلی در این تحقیق آن است که «ویژگیهای شخصیتی افراد کارآفرین چیست». در این پرسش چند واژۀ کلیدی وجود دارد که باید به شرح آنها بپردازیم.
مفهوم ویژگی؛
ویژگی از کلمۀ «ویژه» مشتق شده که یک لفظ پهلوی و به معنی «خاص و مخصوص» است[1].
معنی این واژه برای اغلب اهل دانش و سواد روشن است امّا تذکر آن در این جا بدین لحاظ ضروری است که گاهی دیده شده است برخی از مردم یا حتی برخی از نویسندگان آن را به معنی مطلقِ اوصاف یک شیئ به کار میبرند و این استعمال از دقت علمی برخوردار نیست.
بنابراین وقتی سخن از ویژگیهای کارآفرینان است باید به دنبال صفاتی باشیم که مخصوص این گروه از مردم است. در این جا نکتهای ضمنی نیز به دست میآید و آن این است که ویژگی شخصیتی، گاهی مربوط به یک شخص و گاهی مربوط به گروهی از مردم است.
تعریف شخصیت؛
در روانشناسی تعاریف بسیاری از شخصیت ارائه شده است که در این جا به چند نمونه از آنها اشاره میکنیم :
1) به همۀ ویژگیهای شناختی، هیجانی، رفتاری و جسمیِ با ثباتِ فرد ، که در چگونگی رفتار او در موقعیتهای بسیار متنوع تجلی میکند شخصیت گفته میشود؛ جنبۀ قابل مشاهدۀ منش یک شخص است که دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد.
2) شخصیت عبارت است از مجموعۀ سازمان یافته و واحد متشکلی از خصوصیات نسبتاً ثابت و مداومی که بر روی هم یک شخص را از شخص یا اشخاص دیگر، متمایز میسازد.
3) شخصیت هر فرد همان الگوی کلی یا همسازی ساختمان بدنی، رفتار، علایق، استعدادها تواناییها، نگرشها و صفات دیگر اوست. بدین ترتیب میتوان گفت که منظور از شخصیت، مجموعه یا کل خصوصیات و صفات فرد است[2].
چنان که دراین نمونه ها ملاحظه میشود همۀ نظریه پردازان با یک تعریف واحد از شخصیت موافق نیستند امّا با تکیه بر مشترکات آن ها میتوانیم گفت که شخصیت عبارت است از الگوی نسبتاً پایدار صفات، گرایشها یا ویژگیهایی که تا اندازهای به رفتار افراد دوام میبخشد. به طور اختصاصیتر؛ شخصیت از صفات یا گرایشهایی تشکیل میشود که به تفاوتهای فردی در رفتار، ثبات رفتار در طول زمان و تداوم رفتار در موقعیتهای گوناگون
میانجامد. این صفات میتوانند منحصر به فرد باشند، در گروهها مشترک باشند، یا کل اعضای در آن سهیم باشند. ولی الگوهای آنها در هر فرد تفاوت دارند. بنابر این هر کس با این که به طریقی شبیه به دیگران است شخصیت منحصر به فردی دارد[3].
در مورد این که چه عواملی باعث شکلگیری شخصیت در فرد میشود نیز اندیشمندان از ابعاد گوناگونی بحث کردهاند امّا به طور کلی عوامل شکل دهندۀ شخصیت را در عوامل ارثی و محیطی منحصر میدانند[4].
نمودار عوامل تشکیل دهندۀ شخصیت
تعریف کارآفرینی؛
واژۀ کارآفرینی از کلمۀ فرانسوی Entrependre به معنای «متعهد شدن» نشأت گرفته است. بنابر تعریفِ واژه نامۀ دانشگاهی وبستر، کارآفرین ، کسی است که متعهد میشود مخاطرههای یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند.
اقتصاد دانان، نخستین کسانی بودند که در نظریههای اقتصادی خود به تشریح کارآفرین و کارآفرینی پرداختند. ژوزف شومپیتر، کارآفرین را نیروی محرکۀ اصلی در توسعۀ اقتصادی میداند و میگوید :
نقش کارآفرین، نوآوری است. از دیدگاه وی ارائه کالایی جدید، ارائه روشی جدید در فرآیند تولید، گشایش بازاری تازه، یافتن منابع جدید و ایجاد هرگونه تشکیلات جدید در صنعت ... از فعالیتهای کارآفرینان است.
کرزنر، نیز که از استادان اقتصاد دانشگاه نیویورک میباشد کارآفرینی را این گونه تشریح میکند :
کارآفرینی یعنی ایجاد سازگاری و هماهنگی متقابل بیشتر در عملیات بازار.
کارآفرین فردی است که مسؤولیت اولیۀ جمعآوری منابع لازم برای شروع کسب و کار را عهدهدار است و یا کسی که منابع لازم برای شروع و یا رشد کسب و کاری را بسیج میکند و تمرکز او بر نوآوری و توسعۀ فرآیند، محصول یا خدمات جدید می باشد. به عبارت دیگر، کارآفرین فردی است که یک شرکت را ایجاد و اداره میکند و هدف اصلیاش سود آوری و رشد است. مشخصۀ اصلی یک کارآفرین، نوآوری می باشد[5].
اما در یک نگاه دقیقتر و جامعتر، کارآفرینی امری است که از گشتههای دور تا کنون مورد توجه مردم و اندیشمندان بوده است. تنها نکتۀ قابل توجه در این زمینه آن است که در هر دورهای از تاریخ به مقتضای شرایط، تعریف تازهای یافته است[6].
برای روشن شدن این مطلب به تفاوت عناوینی که به کار آفرینان در قرن 21 داده میشود نسبت به عناوینی که در قرن 20 به آنان داده میشد توجه میکنیم. این تفاوت میتواند به گونهای نشان دهندۀ تفاوت در تعریف کار آفرینی نیز باشد :
|
کارآفرین در قرن 20 |
کارآفرین در قرن 21 |
|
برنامه ریز |
دور اندیش |
|
سازمان دهنده |
رهبر |
|
کنترل کننده |
استراتژیست |
|
با انگیزه |
یادگیرنده |
|
ریسک پذیر |
مؤسس و بنیانگذار |
|
ذی نفع |
انجام دهنده |
|
ایجادکنندۀ سود |
ایجادکنندۀ ارزش |
مقایسۀ عناوین کارآفرینان در قرن 20 و 21 [7]
مفاهیم مرتبط با کارآفرینی؛
به نظر میرسد در تعاریف کار آفرینی؛ مفاهیم خلاقیت، نوآوری و انطباق از مؤلفههای مهم پدیدۀ کارآفرینی شمرده شده است. در این جا جهت روشنتر شدن مفهوم کارآفرینی به تعریفهای کوتاهی از این اصطلاحات میپردازیم:
خلاقیت؛ به پدیدار شدن و تولید یک اندیشه و فکر نو اطلاق میشود. در تعریف دیگر به مفهوم به کارگیری تواناییهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است. برخی نیز خلاقیت را ترکیب ایدهها یا ایجاد پیوستگی بین ایدهها دانسته اند[8].
نوآوری؛ به کارگیری ایدههای نوینِ ناشی از خلاقیت است. در واقع نوآوری عملی ساختن ایدۀ ناشی از خلاقیت را امکان پذیر میسازد و آن را به صورت یک محصول جدید یا خدمت تازه ارائه میدهد. پس خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشههای نو دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است[9].
انطباق؛ یعنی توانایی روبرو شدن با شرایط احتمالی آینده به گونهای که خلایی ایجاد نشود. ممکن است شرایط احتمالی آینده، فرآیند اخذ ایدۀ خلاق و تبدیل آن به محصولات، خدمات و روشهای جدید عملیات یا نوآوری و همچنین استفاده از فرصتها یا مواجهه با تهدیدات باشد[10].
بخش دوم؛ ویژگیهای شخصیتی کارآفرینان
چنان که اشاره شد نخستین رویکرد مدوّن به کار آفرینی از جانب اقتصاددانان صورت گرفته است امّا توجه آنان بیشتر به این که "کارآفرینان چه میکنند و کارشان چه ارزشی دارد" بوده است. دومین رویکرد به این موضوع از سوی روانشناسان صورت گرفت که میخواستند بدانند کارآفرین چه کسی است و این همان رویکرد ویژگی است که در این نوشته به آن خواهیم پرداخت. رویکرد سوم؛ دیدگاه محیط گرایان یا همان جامعه شناسان است که نقش محیط را در پدیدۀ کارآفرینی به عنوان عامل درجه اوّل تلقی میکند و درنتیجه تأثیر آموزش و یادگیری را در این زمینه برجسته میسازد[11].
محیطگرایی به طور طبیعی انتقادهایی را بر رویکرد ویژگیها وارد کرده امّا هرگز از اهمیت آن نکاسته است. شاید دلیل این امر آن است که رویکرد ویژگیها از آغاز سرستیز با عوامل محیطیِ اثر گذار بر تشکیل شخصیت کارآفرین را نداشته است و از این رو میتوان رویکرد محیط گرایی را مکملِ رویکرد ویژگیها شمرد.
امّا رویکرد ویژگی محور، خود به اشکال گوناگونی طرح شده است و طیفی از دیدگاههای متنوع را در برمیگیرد. در این جا به بیان چند نمونه از دیدگاههای کارشناسان ویژگیگرا میپردازیم. این نمونهها در عین آن که تنوع، تکثر و نوعی تکامل آراء در این زمینه را نشان میدهد به گونهای از پراکندگی و بینظمی و نبود بنیادهای محکم و اصولی نیز حکایت دارد.
الف) بیاگرو(Biagro) در مورد ویژگیهای کارآفرینان به ده شاخص مهم زیر اشاره کرده است :
1- رؤیا: کارآفرینان دورنمایی از آینده دارند که در آن اهداف خود و کسب و کارشان را ترسیم میکنند. آنها رؤیا پردازانی هستند که توانایی تحقق بخشی به این رؤیاها را نیز دارند.
2- قاطعیت: کارآفرینان کارهای خود را به تعویق نمیاندازند. آنها به سرعت تصمیم میگیرند و سرعت آنها مهمترین عامل در موفقیت آنها است.
3- اهل عمل: کارآفرینان به سرعت دربارۀ روشهای عملیاتی خود تصمیم می گیرند و تا آن جا که امکان دارد آن را به سرعت انجام میدهند.
4- عزم و اراده: کارآفرینان فعالیتهای کاری را با تعهد کامل انجام میدهند. آنها حتی هنگام مواجهه با موانع به ظاهر حل نشدنی به ندرت تسلیم میشوند.
5- سرنوشت: کارآفرینان تمایل دارند تا مسؤول سرنوشت خود باشند تا این که آن را به کار فرمایان و افراد دیگر وابسته کنند.
6- فداکاری: کارآفرینان خود را وقف کارشان میکنند. آنها به طور خستگی ناپذیری کار میکنند و کار سخت برای آنها غیر معمول نیست.
7- دلبستگی: کارآفرینان به آنچه انجام میدهند عشق میورزند. آنها دوست دارند تولیدات یا خدماتی عرضه کنند که مفید و مؤثر باشد.
8- جزئیات: کارآفرینان همواره در شروع یا توسعۀ کسب و کار خود به جزئیات مهم در کارشان توجه میکنند.
9- پول: ثروتمند شدن انگیزۀ اولیۀ کارآفرینان نیست. پول بیشتر معیاری برای موفقیت محسوب میشود.
10- توزیع: کارآفرینان مالکیت یا پاداشهای ناشی از کسب و کارشان را با افراد کلیدی که در موفقیت شان سهیم بودند تقسیم میکنند.
ب) مُرای (1938) در بازنگری ادبیات مربوط به کارآفرینی کوشش کرد تا تفاوتهای میان کار آفرینان و دیگر افراد را بر مبنای نگرشها و رفتارهایشان توضیح دهد:
کارآفرینان، سخت کار میکنند و از تعهد و پشتکار قوی برخوردار هستند؛ به جای نیمۀ خالی لیوان، نیمۀ پر آن را میبینند؛ برای انسجام و یکپارچگی تلاش می کنند؛ تمایلات رقابتی زیادی برای نشان دادن برتری خود بروز میدهند؛ به دنبال فرصتهایی هستند تا موفقیتشان را بهبود بخشند؛ شکست را نوعی ابزار یادگیری تلقی میکنند و باور دارند که میتوانند تفاوتهای بزرگی در نتایج نهایی کسب و کار و در زندگیشان به وجود بیاورند.
ج) مک کله لند(1961) تنها سه شاخص را به عنوان ویژگیهای کارآفرینان موفق شناسایی کرده است. این ویژگیها عبارت بودند از:
1- رقابت جویی.
2- پذیرش مسؤولیتهای فردی برای نتایج.
3- نوآوری.
د) فرنالد وسالمن(1987) یک تحقیق تجربی بر روی 200 کارآفرین در کشور پرتقال اجرا کردند. نتایج این تحقیق نشان داد که کارآفرینان مجموعهای از ارزشهای ابزاری و نهایی در اختیار دارند که در جدول زیر نشان داده شده است:
|
ارزشهای ابزاری |
ارزشهای نهایی |
|
جاه طلبی |
احساس لذت |
|
روشنفکری |
دوستی واقعی |
|
درستکاری |
احساس پیشرفت |
|
برخورداری از عواطف انسانی |
زندگی راحت |
|
برخورداری از قوۀ تخیل قوی |
رستگاری |
ارزشهای ابزاری و نهایی کارآفرینان
هـ) برنز (2001) معتقد است که هفت ویژگی اصلی کارآفرینان عبارت است از:
1- فرصت طلبی و بهره برداری از تغییر برای کسب سود.
2- نوآوری و استفاده از آن به عنوان ابزار اولیه برای ایجاد و بهره برداری از فرصتها.
3- اعتماد به نفس.
4- قاطعیت و فعالیت زیاد همراه با سطح بالای انرژی.
5- خود انگیختگی.
6- دور اندیشی و قوۀ تشخیص.
7- تمایل به پذیرش ریسکهای بالا و زندگی بامیزان زیادی از عدم قطعیت.
و) توماس(2004) ده ویژگی کارآفرینان را در قرن 21 چنین عنوان میکند:
1) شناسایی و استفاده از فرصتهای سودآور.
2) کاردانی و تدبیر.
3- خلاقیت.
4- دورنماسازی.
5- تفکر مستقل.
6- سخت کوشی.
7- خوش بینی.
8- نوآوری.
9- ریسک پذیری.
10- رهبری.
چنان که در این نمونهها به خوبی قابل احساس است نوعی از پراکندگی بر دیدگاههای ویژگی محور در این زمینه حاکم است. شاید بتوان این امر را به مکتبهای مختلف روانشناسی مرتبط دانست امّا بیشتر شاخصها ترکیبی از ویژگیهای شناختی، نگرشی و رفتاری را عرضه داشتهاند[12].
شاید همین امر سبب شده است که بلیک من و همکارانش دست به پالایش و تلخیص آرای صاحب نظران بزنند و نقاط برجستۀ آنها را در جدولی که ارائه میشود نشان بدهند. توجه دقیق به این جدول نشان میدهد که علی رغم پراکندگی موجود در این نظریات، نقاط مشترکِ عمدهای نیز در آنها دیده میشود.
جالب این است که نقاط مشترک مورد نظر، در دیدگاههایی که پس از مقطع مورد مطالعۀ بلیک و همکارانش ابراز شدهاند نیز دیده میشود. این نقاط مشترک را که عبارت اند از: خلاقیت و نوآوری، ریسک پذیری، و نیاز به موفقیت، باید سه ضلع اصلی رویکرد ویژگیها به شمار آورد.
|
کارآفرینی |
|
خلاقیت و نوآوری |
|
نیاز به موفقیت |
|
ریسکپذیری |
امّا جدولی که بلیک و همکارانش از دیدگاه صاحب نظران مختلف ارائه دادهاند شامل دورۀ زمانی 1848 تا 1995 میشود و از این قرار است:
|
ردیف |
نامصاحب نظر |
سال |
ویژگیهای کار آفرینان |
|
1 |
میل |
1848 |
پذیرش ریسک های حساب شده |
|
2 |
شومپیتر |
1934 |
خلاقیت و نوآوری |
|
3 |
مک کله لند |
1961 |
نیاز به موفقیت و ریسکهای حساب شده |
|
4 |
پیکل |
1964 |
تعهد، اراده و پشتکار |
|
5 |
کیبی |
1971 |
پذیرش ریسکهای حساب شده |
|
6 |
آبودو هورنادی |
1971 |
نیاز به موفقیت، خلاقیت و نوآوری، تمایل به استقلال |
|
7 |
برلند |
1974 |
پایداری در حل مشکلات، جست و جوی بازخورد، مرکز کنترل درونی |
|
8 |
هال |
1980 |
نیاز به موفقیت |
|
9 |
سکستون |
1980 |
تحمل شکست، انرژی بالا، ریسک پذیری |
|
10 |
بروکهاس |
1982 |
ریسک پذیری، پایداری در حل مشکلات، جست و جوی بازخورد، مرکز کنترل درونی |
|
11 |
دیزورابینسون |
1984 |
تمایل به برنامه ریزی |
|
12 |
تیمونز |
1985 |
پذیرش ریسکهای حساب شده، دورنماسازی، مرکز کنترل درونی |
|
13 |
بوید |
1986 |
نیاز به موفقیت |
|
14 |
ویلیامز |
1987 |
تمایل به برنامهریزی، تحمل ابهام، جست و جوی باز خورد، مرکز کنترل درونی، ریسک پذیری |
|
15 |
کرتکو |
1995 |
درونماسازی، قابل اعتماد بودن، اعتماد به نفس، تحمل ابهام و تیم سازی |
جدول ویژگیهای کارآفرینان از دیدگاه صاحب نظران مختلف[13]
بخش سوم ؛ نقد و تکمله ؛
چنان که در این جدول به خوبی ملاحظه میشود از دید کارشناسان ویژگی محور، کارآفرین یک موجود کاملاً آگاه و فعال است. این در حالی است که از دید روانشناسان، شخصیت افراد نتیجۀ تعامل محیط و توارث است. پس جای این پرسش باقی میماند که آیا کارآفرینان از قانون تشکیل شخصیت، مستثنا هستند؟
شاید همین اشکال بود که محیط گرایان را به انتقاد از رویکرد ویژگیها در کارآفرینی وا داشت و امروزه با توجه به دیدگاه آنان سخن از آموزش و یادگیری نظام مند کار آفرینی مطرح شده است[14].
شخصیت در قرآن؛
به نظر میرسد کلید حل این مشکل در تعریف درست و جامع از شخصیت نهفته است. در قرآن کریم از شخصیت به عنوان «شاکله» تعبیر شده است: قل کل یعمل علی شاکلته؛ بگو هر کسی بر طبق شاکلۀ خود رفتار میکند[15].
واژۀ شاکله از ریشۀ «شکل» گرفته شده و مفهوم آن به معنی «الگو» که در تعریف شخصیت از سوی روانشناسان آمده بسیار نزدیک است. مرحوم علامه طباطبایی در ذیل آیۀ فوق الذکر میفرماید شاکله در واقع؛ فطرت (سرشت) ثانوی انسان است که به دست خودش ساخته و پرداخته میشود. او در مورد تغییرپذیری این سرنوشت ثانوی میگوید: تغییر آن در مجموع ممکن تلقی میشود امّا در عمل گاهی به حدی مشکل میگردد که مانند وقوع یک امر محال است[16].
با توجه به این مطلب میتوان گفت از میان روانشناسان، نظر اریکسون به دیدگاه قرآن کریم نزدیکتر است. او معتقد است که رشد شخصیت انسان به صورت مرحله ای در طول عمر ادامه مییابد امّا موفقیت آن در هر مرحلهای متأثر از موفقیت و شکست در مرحلۀ قبل است. به نظر او جبران شکستها در مجموع ممکن است امّا گاهی بسیار سخت و دشوار میشود[17].
بنابراین؛ در یک نتیجهگیری کلی از بحث؛ چنین میتوان گفت که غفلت از موضوع یادگیری و تأثیر محیط بر کارآفرینی، اشکال بزرگی بر رویکرد ویژگیها در این زمینه است. اما چنین هم نیست که یادگیری کارآفرینی برای هر کسی به آسانی امکانپذیر باشد.
نکتۀ دیگری که از نظر آنان به دور مانده، عامل توارث است؛ بدون شک هر نوع یادگیری منوط به وجود حداقلی از شرایط ارثی مانند درجۀ خاصی از هوش است.
خلاصۀ سخن این است که در امر یادگیری کارآفرینی نخست باید به استعداد ذاتی و سپس به سن و سال و طرز شکل گیری شخصیت، در مراحل قبلی رشد، توجه جدی کرد. به دیگر سخن؛ امید به آموختن کارآفرینی در مورد همه یکسان نیست و از سویی نیز با توجه به تفاوت استعدادها، کارآفرینی هم دارای مراتب و درجات خواهد بود.
امّا آنچه در توجیه کارنامۀ رویکرد ویژگیها میتوان گفت این است که اساساً پرسش یادگیری کارآفرینی برای آنان مطرح نبوده است تا برای آن جواب پیدا کنند. برای آنها مهم این بوده است که نشانههای کارآفرینان موجود را به منظور بهرهگیری از تواناییهایشان به دست بدهند. و انصاف آن است که در این کار موفق بودهاند؛ یعنی
میتوان با شاخصهایی که آنها ارائه کردهاند افراد کارآفرین را در حد نیاز شناسایی کرد.
منابع و مآخذ
[1] - معین، محمد. فرهنگ فارسی (یک جلدی) چاپ اول 1383 انتشارات ساحل.
[2] - ساعتچی، محمود. روانشناسی کاربردی برای مدیران. چاپ هشتم 1385 نشر ویرایش. ص 133.
[3] - جس فیست و جی فیست/ محمدی، سید یحیی. نظریههای شخصیت. چاپ اول 1384 نشر روان. ص 12.
[4] - گنجی، حمزه. روانشناسی کار. چاپ اول 1383 نشر ساوالان. ص 32 تا 33.
[5] - خانۀ کارآفرینان ایران (کارآفرینی چیست) WWW.karafariny.com
[6] - پرداختچی، محمد حسن و شفیع زاده، حمید. کارآفرینی سازمانی. چاپ اول 1385 ارسباران. ص 91.
[7] - همان. ص 19.
[8] - سید جوادین، سید رضا. نظریههای مدیریت و سازمان. چاپ دوم 1384 نگاه دانش. ص 141.
[9] - سید جوادین، سید رضا. نظریههای مدیریت و سازمان. چاپ دوم 1384 نگاه دانش. ص 141.
[10] - سید جوادین، سید رضا. نظریههای مدیریت و سازمان. چاپ دوم 1384 نگاه دانش. ص 141.
[11] - پرداختچی، محمد حسن و شفیع زاده، حمید. همان ص 20 تا 32.
[12] - شکر شکن، حسین و ... مکتبهای روانشناسی و نقد آن [ها] چاپ چهارم 1380 انتشارات سمت.
[13] - پرداختچی، محمد حسن و شفیع زاده، حمید. همان. (تمام جدولها و نقل قولها در این بخش از همین منبع است).
[14] - نوآوری نظام یافته (TRIZ) جان ترنینکو و .../ جعفری، مصطفی و ... چاپ دوم 1384 مؤسسۀ رسا.
[15] - سورۀ اسراء/ 84.
[16] - طباطبایی، محمد حسین. المیزان. چاپ اول 1417 ق مؤسسۀ اعملی بیروت. ج 13 ص 189.
[17] - فراهانی، محمد تقی. روان شناسی. (کتاب درسی دورۀ دبیرستان) چاپ پنجم 1384 ص تا 40.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|